تبليغاتX
وارونا
علی صالحی

دارم هی پا به پای رفتن صبوری می کنم

 

صبوری میکنم تا تمتم کلملت قافل گیر شوند

 

صبوری می کنم تا ترنم نام تو در ترانه کامل تر شود

 

صبوری میکنم تا طلوع تبسم، تا سهم سایه تا سراغ همسایه ...

 

صبوری میکنم تا مدار، مدارا،مرگ...

 

تا مرگ، خسته از دق الباب نوبت ام

 

آهسته زیر لب... چیزی، حرفی ، سخنی بگوید

 

مثلا وقت بسیار است و دوباره  باز خواهم گشت !

 

هه ! مرا نمی شناسد مرگ

 

یا کودک است هنوز یا شاعران ساکت اند !

 

 

حالا برو ای مرگ ، برادر، ای بیم سادهء آشنا

 

تا تو دوباره باز آیی

 

من هم دوباره عاشق خواهم شد !

 

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ستاره در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 17:19